کلاه کج ها با عینکهای آفتابی و ته ریش.بنز های مشکی خیابان ها و کوچه ها را گز می کنند.هنگام عبور دستفروش بساطش را جمع می کند.جوان دستش را با حرکتی سریع به سمت دکمه صدای ضبط می برد.
اتفاق جدیدی نیست."گشت ویژه بنا به ضرورت این گشت ها در مناطقی که آلودگی بالایی دارند به کار گرفته خواهند شد."صحبت های جانشین فرمانده نیروی اتنظامی در مراسم آغاز به کار "گشت ویژه پلیس" پر از واژه های نامفهوم بود.
"نقاط آلوده". "ضرورت" ."مناطق ناامن" معنایی کلی دارند.البته در نطق های فرمانده ها این کلمه ها بسیار شنیده می شود."نقاط آلوده"جایی است نامعلوم.نه جای مشخصی دارد و نه مشخصاتی."ضرورت " چیست سوال بی موردی است چون هر چیزی می تواند ضرورت معنی شود. و"مناطق نا امنی" که در نقشه گم شده اند.
به نظر می آید نیروی انتظامی دوباره به دوران "ترس محور امنیت" باز گشته است.چند سال پیش نیز لند کروزها این وظیفه را بر عهده داشتند.
واژه های کلی همواره بیشترین کاربرد را در ادبیات مردان سیاسی و نظامی داشته اند.این واژه ها ساده ترین نوع برخورد با افکار عمومی است.خاصیت این واژه ها در راه فراری است که برای گوینده اش فراهم می کند. راستی یادم رفت بنز سیاه رنگی از خیابان گذشت.
هفته گذشته فیلم MDMA از شبکه چهار پخش شد.فیلمی که رویکرد تازه ای در فیلم های مستند دارد.موضوع فیلم مواد مخدر صنعتی است.موادی که در این چند ساله مصرف آن رواج پیدا کرده.در فیلم خبری از کارشناسان پشت میز نشسته نیست.مطالب و اطلاعات را بازیگران به بیننده می دهند این نکته و ریتم سریع فیلم باعث می شود مخاطب خسته وبی حوصله نشود.امید بنکدار و کیوان علی محمدی در این رابطه اضافه می کنند:فیلم مستند برای ما درست مثل یک فیلم سینمایی است و از نظر ما این دو فرقی ندارند و باید به هر دو حرفه ای نگاه کرد"
استفاده از زاویه ها و کادر های مناسب باعث شده بیننده کاملا در فضای فیلم قرار گیرد.حضور بازیگرانی چون حمید رضا پگاه ستاره پسیانی بهرام رادان و دیگران باعث شده که مخاطب نا خود آگاه جذب فیلم شود.کیوان علی محمدی می گوید:استفاده از بازیگران نام آشنا باعث می شود بیننده مستند را تا به انتها ببیند و وقتی چشمش به آنها بیفتد کنجکاو شده و فیلم را تا به انتها دنبال می کند"
اعتیاد،ایدز ،برخورد با معلولان و هزار یک معضل اجتماعی دیگر نیازمند استفاده از چهره های سرشناس هستند.همان طور که در اکثر کشور ها ستاره های ورزشی سینمایی و هنری از شهرت خود استفاده می کنند و مسایل اجتماعی را مطرح می کنند.
در ایران بسیاری از ستاره ها وارد شدن در این حوزه ها را کسر شان می دانند. والبته علاقه نیز به آن نشان نمی دهند.زیرا اغلب درگیر امور دنیوی هستند و همه کارها را نیز با آن ترازو می سنجند.
MDMA و سرخ (دیگر فیلم این دو کارگردان درباره ایدز) نگاه جدیدی است که می تواند در سایر فعالیت های اجتماعی نیز نمود بیشتری پیدا کند.
لکه های بلورین لغزنده.قدم های پر شتاب.بخار از دهان ها خارج می شود روی لکه های بلورین یخ زده سر می خورد.تیتر های روزنامه مثل روغنی سمج روی کاغذ ماسیده.سکوت تنها صدایی است که باقی مانده.خبری از کارتن خواب ها نیست.زاغه نشین ها با سرما به هم آغوشی ابدی می روند.چشم ها وق زده به یکدیگر چشم دوخته اند.
اتومبیل سرخ رنگ آتش نشانی جیغ زنان اتوبان را خلوت می کند.مرد در آتش به دنبال تکه تیتر سوخته می گردد.
۱ "يلدا بازي" بازارش حسابي داغ داغ است.اين ايده به هر اسمي جالب و هوشمندانه است.هر كس به فراخور خود اتفاقي را باز گو مي كند كه در زيري ترين لايه هاي آن شخص جا خوش كرده. درست مثل اينكه يك كيك چندين لايه تو در تو را ببريد.برشي كه حتي لايه زيرين را نمايان مي كند.
۲ بازتاب در خبري آماري از زنان خياباني ارائه داده:"افزايش ۱۸ درصدي. "چراغ قرمزي كه هيچ كس به آن توجه ندارد.زماني صحبت از مراكزي بود كه آنها را شناسايي و سامان دهي كند.خط هاي قرمزي يكي پس از ديگري بر روي اين كلمه كشيده شد.همه چيز دست به دست هم داد و در سكوت بيشتر و بيشتر شد.
معلوم نيست تا كي بايد صورت مسئله پاك شود.روسپي گري به مثابه سطل زباله يك جامعه ميماند.اگر اين سطل زباله به هر علتي وجود نداشته باشد تمام جامعه پر از زباله مي شود.در مورد بسياري از آسيب هاي اجتماعي نيز به همين شيوه عمل كرديم.هنگامي كه خاك سفيد با خاك يكسان شد تصور دولتي بر اين بود كه ديگر از اعتياد و قاچاق آن خبري نيست. ولي پس از يك سال خاك سفيد در بيشتر نقاط تهران تكثير شده بود.
