برش 1
شب بود، باید می خوابیدم. چاره ای نبود . صبح فردا، مدرسه بود و هزار و یک دردسر. بیدار می ماندم، تا بر روی صفحه تلویزیون تصویر سواری که از دور دست ها می آمد، با نام روزی روزگاری کامل شود. داستان برای من که 9 سالم بود، پیچده بود عجیب. ولی دوست داشتم ببینم، مراد بیک آخر چه کار می کند. از خل بازی های نسیم بیک خوشم می آمد. یادم می آید، فردای روزی که سریال پخش می شد، همه از صحنه های مختلف و بازی ها می گفتند. نام مراد بیک (خسرو شکیبایی) بیشتر به گوش می خورد. تکه کلامی بود که تا مدت ها همه آن را تکرار می کردند. یادم هست که در مدرسه و سر کلاس این جمله شنیده می شد: ها سی چه التماس می کنی؟ التماس نکن...
برش 2
5 سال گذشته، بزرگتر اما نه آنقدر که نگران بیداری صبح و تنبیه دیر رسیدن به کلاس نباشیم. اما خانه سبز خواب را از چشمانمان می پراند، وانگهی شب های پنج شنبه اجازه داشتیم، تا دیر وقت بیدار بمانیم. بیدار بمانیم تا صدایی گیرا با تصاویری از خانه ها و شهر تو را با خود ببرد: به نظر من یه خونه هر جایی می تونه باشه، می تونه بالای یه ساختمون بلند باشه، می تونه تو یه کوچه قدیمی که زیر یه بازارچه است باشه...
رضا(خسرو شکیبایی )و فرید (رامبد جوان ) در خانه سبز پدر برای بسیاری فراموش نشدنی است، حس هایی که بین پدر و پسر و کل سریال جاری بود، باعث می شد گاه صورت هایمان خیس اشک شود و یا ناخواسته از ته دل بخندیم.
برش 3
هامون را بعد ها کشف کردم.زمانی که سال آخر هنرستان بودم، سرگشتگی حمید هامون در سکانسی که در جاده در حال رانندگی است و موسیقی کلاسیک همراهی اش می کند، در ذهن ام مانده و در بسیاری از لحظه ها آن را مرور می کنم.
برش 4
دنبال تاریخ ساخت خانه سبز می گردم، گوگل صفحه ای از ویکی پدیا را می آورد. بالای صفحه نام خسرو شکیبایی است و اندکی پایین تر: «خسرو شکیبایی (زاده ۱۳۲۳ تهران- درگذشت ۱۳۸۷ به دلیل ایست قلبی) بازیگر معروف سینمای ایران بود.» نمی دانم، ولی با خواندن این جمله ها بغضی ناشناخته گلویم را می گیرد. یاد تمام تصاویر و لحظه هایی می افتم ، که از روبروی تلویزیون جم نمی خوردیم و منتظر شروع لحظه هایی بودیم،خاص با طعم رنگ و مهربانی. نوستالژی هزاران لحظهای که با آنها زندگی کردیم.
گاهی بعضی از افراد جزء زندگی می شوند،جدای بازیگری و هنر. حمید هامون، رضای خانه سبز و مراد بیک روزی روزگاری یکی از آنها بود.
چند ساعت گذشته، راستی این وقت ها چه می گویند،شاید: آقای سبز، سلام.
پیوست:
۱. تیتراژ ابتدای سریال روزی روزگاری
۲. تیتراژ ابتدای سریال خانه سبز
