1.
عباس از دیگران شنیده بود، می گفتند جایزه سازمان ملل را برده. به ساک ورزشی و
کمان اش نگاهی انداخت، به عکس های 5 سال گذشته خود و حلقه ای سفید رنگ دست راست.
2. کنگره 60 با تابلویی زرد رنگ و
ساختمانی آجری و دری همواره گشوده. پیراهن سفید بیش از هر چیز دیگر توجه را جلب می
کند : هنگامی که دو مسافر رها شده یکدیگر را می بینند، بوسه ای بر
شانه یکدیگر می زنند. به گفته عباس هر کدام از افرادی که گروهی یا فردی را به
رهایی رسانده اند، حکم پدر را برای آن فرد یا گروه دارد.
3.
عیاس کمی دیر می رسد، در بی برقی دفتر کنگره، صحبت گل می اندازد، از 5 سال گذشته
می گوید و خوردن روزی 8-9 گرم تریاک. از روزهایی که خودش کلافه بوده و حیران.
خواهرش واسطه ای می شود برای آشنایی با کنگره. عباس راحت و خودمانی از گذشته می
گوید.از راهی که گذشته:« اوایل باور نداشتم، ولی بعد از یه مدت دیدم که نه حقیقت
یه چیز دیگه است. تو کنگره همه کار می کردم جارو می زدم، چایی می دادم چون دوست
داشتم به دیگران کمک کنم و دنبال حقیقت بودم.»
4.
خیره به سیبل و تیرهایی که در آن فرو رفته بود،چشم دوخته بود.خوشش نمی آمد، مهندس اصرار دارد که او در کلاس
های فدراسیون تیراندازی ثبت نام کند، عباس بهانه پول را می آورد:« خلاصه نشد از زیرش در برم،
مهندس پول داد و یه کمان خرید ام، یادم می آید وقتی اولین تیر رو انداختم، دیدم
چقدر ازش خوشم می آد »
5.شوخی
و خنده چاشنی حرف های عباس است و دیگرانی که در کنگره حضور دارند. صدایی از راهرو
می آید:« عباس جان نمی خوای مدیر برنامه هات رو عوض کنی؟»
6.
پنج سال از پاک بودنش می گذرد. عباس امیر معافی امروز یکی از اعضای تیم ملی تیراندازی با کمان ایران (کامپوند) است. او از سوی دفتر مبارزه با جرم و مواد مخدر سازمان
ملل متحد به عنوان الگوی بازتوانی اعتیاد شناخته شد.
7.
عباس در حالی که عکس های تمرین اش را نشان می دهد، می گوید:« این کار واقعا برای
من یه وسیله است که بتونم بقیه رو از بیماری اعتیاد نجات بدم، حالا هم اگه این جایزه
به من داده شده ،این جایزه مال من نیست، این جایزه مال همه بچه های اینجاست»
۱.تبلیغات کلاس های کنکور، در چند سال گذشته پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته اند، روند صعودی آنها از صفر تا صد قابل توجه است. اگر دیروز تنها به جمله های کلیشه ای تکراری اکتفا می شد، امروز نوآوری، گرافیک و پیام های هوشمندانه حرف اول جذب مخاطب است.
رنگ و نوبت چاپ کتاب های تست روز به روز عوض می شوند، و استادها نیز. آنها هر کدام برای خود دفتری دارند و روشی. برخی با موهای ژل زده و فیگوری به سبک بازیگران هالیوودی آگهی اختصاصی در ویژه نامه ها به چاپ می رسانند.
عکس های پرتره از انیشتن، دکتر حسابی و پروین اعتصامی ارتباط چندانی با کنکور ندارند. تبلیغات چند موسسه کنکور که در بسیاری از معابر و بزرگراه ها نصب شده است، همراه با تصاویر این دانشمندان است.. شاید نکته ای که در نگاه اول طبیعی به نظر بیاید استفاده از تصاویر بزرگان علم و فرهنگ است، ولی آیا این تصاویر می خواهد به طور غیر مستقیم این نگاه را گسترش دهند، که قبولی در کنکور مساوی است با نخبه گرایی؟ و یا اینکه تمام افرادی که وارد دانشگاه می شوند، باید به سان اینشتن و یا دکتر حسابی عمل کنند؟
2. نتایج کنکور امسال نیز اعلام شد، کنکوری که به نظر می آید با حواشی و بنگاه های اقتصادی اطراف اش، همچنان پابرجا باشد بی هیچ گزند و تغییری.